تبليغاتX
هفته نامه اورين خوي - معرفي يك مبتكر خوئي

 

گفت و گو با مبتكر نرم افزار دستيارآموزش انگليسي

روباتهائي كه برايتان كتاب مي خوانند...

گزارشگر: سارا محمدزاده

 

در خدمت مهندس محبوب اخدر مسئول اطلاع رساني مجتمع آموزش  علمي كاربردي جهاد كشاورزي استان آذربايجانشرقي هستيم. ايشان در زمينه آموزش زبان انگليسي، به يك ابتكار جديد نرم افزاري دست زده اند كه گفتگوي حاضر براي آگاهي از كم و كيف اين پروژه نرم افزاري صورت پذيرفته است.

 

جناب آقاي مهندس بعنوان اولين سوال بفرماييد كه چگونه تصميم به طراحي نرم افزار دستيار آموزشي انگليسي گرفتيد؟

من قصد نداشتم نرم افزار آموزش زبان طراحي كنم، بلكه بخاطر شغل و علائق شخصي خودم احساس مي كردم كه يادگيري زبان برايم يك ضرورت است بنابراين فقط مي خواستم زبان ياد بگيرم.

 

چرا براي يادگيري زبان از روشهاي موجود استفاده نكرديد؟

ابتدا همين كار را انجام دادم و روشهاي زيادي را آزمايش نمودم، اما متاسفانه در مورد من جواب ندادند و به اين نتيجه رسيدم كه يك جاي كار مي لنگد و بايد آنرا درست كرد.

 

....و تصميم گرفتيد نرم افزار مخصوص خودتان را طراحي كنيد؟

نه، در آن موقع من بيشتر بدنبال درك پروسه آموزش زبان بودم و هرگز ايده طراحي نرم افزاري براي اينكار در ذهنم نبود.

 

پس وقتي كه به قول خودتان  روشهاي موجود به نتيجه نرسيديد چه اقدامي انجام داديد؟

خوب همانطور كه شما نيز مي دانيد در كشور ما سرمايه گذاري خوبي براي آموزش زبان انجام مي شود. آموزش زبان، بصورت رسمي از دوره راهنمايي تا دبيرستان و دانشگاهي بصورت مستمر ادامه دارد و در بخش خصوصي نيز، چه در زمينه كلاسهاي آموزشي و چه در زمينه توليد مواد كمك آموزشي و منابع اطلاعاتي كارهاي خوبي صورت پذيرفته است. من از خودم سوال كردم جرا نتيجه رضايت بخش نيست و گره كور اين فرآيند كجاست؟

 

واقعا چرا نتيجه رضايت بخش نيست؟

به نظر من بطور كلي براي آموزش هر زباني سه فرآيند متصور است، گروهي زبان را از كودكي طي يك فرآيند طبيعي فرا مي گيرند و يادگيري برخي ديگر به علت اقامت در محيطي غير از سرزمين مادري خودشان اتفاق مي افتد. اما گروه سوم مجبورند آموزش زبان را بصورت مجازي و با استفاده از دوره هاي آموزشي و منابع اطلاعاتي فرا بگيرند. اين گروه نسبت به دو گروه اول، با مشكلات زيادي مواجه هستند. بنابراين ريشه را بايستي در تفاوتهائي جستجو كرد كه يادگيري زبان در حالت طبيعي با صورت مجازي آن دارد.

 

يعني به نظر شما هر قدر آموزش مجازي بتواند به آموزش طبيعي نزديكتر باشد موفق تر است؟

دقيقا، و درست بدين خاطر ما بايستي در طراحي آموزش مجازي زبان، از سيستم آموزش طبيعي آن الگوبرداري كنيم، تا آنجا كه بتوانيم بخشهائي از آنرا كه با زبان طبيعي تفاوت دارند حذف نمائيم و فصل مشترك آنها را تقويت كنيم.

 

بنابراينELA يك نوع الگوبرداري از فرآيند طبيعي زبان است؟

بله، من در اين راستا تلاش نموده ام، اما در واقع همانطور كه قبلا نيز عرض كردم من در آن زمان بيشتر از آنكه به فكر طراحي نرم افزار باشم در فكر جمع و جور كردن يك سيستم مناسب بودم و همان موقع، روشي براي گفتگوهاي انگليسي اينترنتي، پيشنهاد دادم كه سيستم اجرايي آن كاملا دستي بود.

 

آموزش زبان بصورت طبيعي چه فرقهاي با صورت مجازي آن دارد؟

تفاوتهاي زيادي وجود دارد، براي مثال در سيستم طبيعي اصل، يادگيري زبان بر اساسگوش دادن است، همان طوريكه بارها نيز شنيده ايم، آموزش زبان از دوران جنيني صورت مي گيرد و اما تا زماني كه كودك بتواند اولين كلمات را اداء كند فقط مي شنود و اين اطلاعات بدون اينكه معاني آنها براي كودك مشخص باشد در حافظه اش بايگاني مي گردد. از ديدگاه محققين، مغز ما در ابتدا فقط يك دستگاه ضبط اطلاعات و احساسات است. اما در روش مجازي اهميت فرآيند خواندن و صحبت كردن از گوش دادن مهمتر است.

 

شما معتقديد كه آموزش زبان بايستي با گوش دادن شروع شود؟

بلي، خواندن قبل از گوش دادن موجب بخاطر سپردن اشتباه تلفظ كلمات مي گردد. صحبت كردن و نوشتن نيز، ممكن است جملات اشتباه در ذهن ما به ثبت برساند كه گاهي تغيير آنها واقعا سخت است.

به نظر من زبان بهنگام آموزش فقط تقليد است. همانطوري كه كودكان نيز با تقليد بزرگترها زبان ياد مي گيرند. بطور كلي، ساير مواردا بايستي ابزارهاي كمكي براي امر گوش دادن باشد.

 

يعني جهت آموزش زبان ضرورتي براي خواندن نيست؟

نه نيست، با اين دليل ساده كه افراد بيسواد كه خواندن و نوشتن نمي دانند قادرند به زبان مادري خود تكلم كنند اما همانطور كه عرض كردم خواندن يك ابزار كمكي خوب براي درك بهتر گوش دادن است.

 

جملات از كلمات تشكيل يافته اند و كودك ابتدا كلمات را ياد مي گيرد، به نظر شما آيا گوش دادن بايستي با كلمه آغاز شود؟

نه، به نظر من كودك كلمه ياد نمي گيرد، هر چيزي در ذهن او يك مفهوم كامل است. براي يك كودك خردسال، كلمه "آب" مفهوم "من آب مي خواهم" را دارد. اگر كسي هزارن لغت  در ذهن خود داشته باشد. قادر به تكلم نخواهد بود. مثل اينست كه شما براي ساختن يك ساختمان فقط آجر داشته باشيد. يكي از اشتباهات سيستمهاي آموزش مجازي نيز، الگو برداري از زبان مادري براي يادگيري يك زبان ديگر است. در حالي كه ساختار زبانها با همديگر فرق مي كنند. مخصوصا در زبان انگليسي- كه من آن را زبان عبارتي مي نامم-  بيشتر لغات وقتي معناي واقعي پيدا مي كنند كه در كنار ساير لغات قرار مي گيرند.

 

ولي مگر نمي شود با استفاده از حفظ كردن لغات و دستورات گرامري جمله سازي نمود؟

بله، اما فقط در روي كاغذ، نه در دنياي واقعي، جمله سازي - مخصوصا بهنگام مكالمه - با استفاده از دستورات پيچيده گرامري و معاني مختلف و حتي گاهي متضاد لغات تقريبا غير ممكن است. مثلا در نظر بگيريد كه فقط براي كاربرد حرف تعريف The بيش از پنجاه دستور گرامري وجود دارد.

 

به نظر شما چرا ضرورتي براي يادگيري دستورات گرامري نيست؟

مگر ما دستورات گرامري زبان مادري خودمان را مي دانيم، يادگيري اين فرمولها فقط به درد امتحان دادن مي خورد و بس، از طرفي بعد از يادگيري بسيار فرارند، به نظر من، زبان در مرحله اول، يعني ارتباط برقرار كردن. اگر طرف مقابل منظور شما را درك كند كافي است حتي اگر جمله شما از لحاظ گرامري صحيح نباشد.

 

فرموديد كه نيازي به يادگيري خيلي از فرآيندهاي موجود نيست، پس واقعا چگونه بايد زبان ياد گرفت؟

من فكر مي كنم بجاي همه اينها فقط و فقط بايستي يك چيز ياد گرفت، جمله و يا حداكثر مفاهيم كامل. با يادگيري هر جمله مي توانيم همان لحظه از آن بهنگام فهميدن و گفتن استفاده نمائيم و بصورت غير مستقيم دستورات گرامري آن و لغات آنرا نيز فرا بگيريم. هر چند براي فراگيري نياز نيست به اين امر توجه نمايم بلكه همه اينها خود بخود اتفاق مي افتد.

 

ولي آيا بخاطر سپردن جملات مشكل تر از فراگيري لغت و گرامر نيست؟

اتفاقا بر عكس، براي اينكه جمله بر خلاف لغت يك مفهوم دارد و با يادگيري مجموعه اي از جملات، اسكلت بندي اوليه زبان در ذهن ما شكل مي گيرد و ما قادر خواهيم بود كه با استفاده از اين جملات، جملات جديدي ساخته و اين اسكلت را كاملتر كنيم.

 

بنابراين شما فرآيند بخاطر سپردن جملات را ماشيني كرديد؟

ابتدا بصورت دستي يك جدول دو ستوني نوشتم در ستون اول كلمه اي از جمله و در ستون دوم خود جمله. مثل روش جمله سازي دوران ابتدائي مدرسه، بعد اين جدول را طوري تا كردم كه فقط كلمات ديده شوند. ابتدا لغت را مي خواندم و در صورتي كه جمله اش را بخاطر نمي آوردم به اصل جمله مراجعه مي كردم. با اين روش روزي بيست ضرب المثل انگليسي را در اتوبوس حفظ مي كردم، سپس يك برنامه ساده نوشتم كه كلمات را برايم قرائت مي كرد و اين شد پايه اوليه ELA.

 

چگونه تصميم گرفتيد ELA را كاملتر كنيد؟

بعدها با توجه به نيازهاي خودم و پيشنهادهاي دوستان، تغييراتي در ELA كه آن موقع حتي اسمي نيز نداشت به وجود آوردم و نرم افزاري بود كه فقط به درد خود من و برخي از دوستانم كه خودم آموزششان مي دادم مي خورد. در اين موقع نام  EDSيعني شبيه ساز گفتكوي انگليسي را براي آن انتخاب كردم.

 

منابع اطلاعاتي آنرا چگونه تامين كرديد؟

بله، EDSآماده بود و من بعنوان يك كاربر از كارش راضي بودم. اما هيچ اطلاعاتي نداشت. به همين خاطر شروع به جستجو در اينترنت كردم و هزاران فرمول و كليد واژه را امتحان نمودم واقعا هدف اوليه يادم رفته بود، حالا انباري از اطلاعات داشتم كه بايد دوباره رويشان كار مي شد تا با نرم افزار هماهنگ باشد، خلاصه آنقدر اين اطلاعات و خود نرم افزار را ويرايش كردم كه هماهنگي حاصل شد و بعد از اين مرحله اسم   ELA را براي نرم افزار  انتخاب نمودم.

 

چگونه تصميم گرفتيد كهELA را بصورت يك بسته نرم افزاريي ارائه كنيد؟

راستش روزي كه كدهاي اوليه ELA را براي يك هدف ساده مي نوشتم اگر مي دانستم كه انجام آن چقدر زمان و انرژي لازم خواهد داشت، هرگز دست به اين كار نمي زدم. سالهايي كه ساعت ها پشت كامپيوتر بودم، سالهاي خوبي نبود. بعد از آخرين تغييرات تصميم اكيد گرفته بودم كه ديگر هيچ تغييري روي ELA ELAELAانجام ندهم، حتي سورس كدهاي آنرا نيز از بين برده بودم تا وسوسه تغيير دوباره به سراغم. اما تقدير چنين نبود و در يكي از همايش هاي كشوري اداره، كه مسئولين اطلاع رساني و كامپيوتر ادارش مي كردند، حرفي پيش آمد و نرم افزار را به دوستان نشان دادم و آنها تشويقم نمودند كه كار را پيش برم.

 

 به اين ترتيب مجبور شديدELA را از نوع كدنويسي كنيد؟

دقيقا، ولي اينبار شرايط بهتر بود، چون اولا تحليل كاملي از سيستم داشتم و در ثاني منابع اطلاعاتي كاملي چه ار لحاظ برنانه نويسي و چه از لحاظ محتوا گردآوري كرده بودم. و برخي از دوستان نيز حاضر شدن كمكم كنند.

 

امروز از ELA چه تعريفي داريد؟

ELAELAيك نرم افزار قابل ويرايش آموزش زبان انگليسي است. كه با نگاه به دلايل اساسي ناكامي فرآيند آموزش زبان و موانع اساسي موجود بر سر راه آن و با الگوبرداري از فرآيند طبيعي آموزش زبان طراحي شده است و تلاش مي كند در نقش يك دستيار آموزشي، مجموعه اي از جملات را براي كاربران آموزش دهد و از امكانات كامپيوتر همچون كاتاليزورهائي براي تسريع اين فرآيند بهره مي برد.

 

قابل ويرايش بودن نرم افزار چه استفاده اي براي كاربران دارد؟

به نظر من هر فردي از يك طرف روش آموزشي منحصر به فرد خود را داراست و از طرف ديگر نياز آموزشي متفاوتي نسبت به سايرين دارد. من سعي كردم نه روش خاصي را به كاربر تحميل كنم ونه او را مجبور سازم  محتواي خاصي را دنبال كند. بنابراين كاربران با امكان ويرايش اطلاعات مي توانند كل محتوا را تغيير داده و محتواي دلخواه خود را جايگزين نمايند.

 

يعنيELA براي رشته هاي زبان تخصصي هم قابل استفاده است؟

بله ELA يك دستيار است نه يك معلم، و كاربر مي تواند از آن براي نيازهاي خود بهره برداري كند.

 

شما ادعا كرديد كه ELA به درك فيلمهاي زبان اصلي كمك مي كند؟

بله، مكالمات يك فيلم از مجموعه اي از جملات تشكيل يافته است و ELA بخاطر سپردن جمله را تسريع مي بخشد. كاربران مي تواند متن فيلمهاي زبان اصلي را از اينترنت دريافت كرده و با كمك ELA ELAآنها را فرا بگيرند و سپس به تماشاي خود فيلم بنشيندند. در خود نرم افزار نحوه اينكار شرح داده شده است.

 

آياELA ترجمه هم مي كند؟

نه ELA مترجم نيست.

 

پس كاربراني كه مشكل ترجمه دارند چگونه مي تواند از آن استفاده كنند؟

به نظر من، ترجمه يك تخصص جداگانه از امر فراگيري زبان است. كسي كه به دو زبان تكلم مي كند الزاما مترجم نيست. در ELA براي سه هزار جمله اي اول ترجمه فارسي آمده است و براي حدود هزار جمله بعدي نيز هم ترجمه فارسي و هم ترجمه انگليسي آورده شده است. چند هزار جمله نيز فقط ترجمه انگليسي اصطلاحات را در خود دارند. بدين ترتيب نقش زبان مادري رفته رفته كم رنگ تر شده و كاربر براي ورود به دنياي واقعي زبان انگليسي آماده تر مي شود. به نظر من كاربري كه چهار هزار جمله بلد است مشكل جدي در رابطه با درك مفهوم يك جمله نخواهد داشت و مي تواند مشكل خود را با ديكشنري هاي خوبي كه در اين زمينه وجود دارد حل نمايد. و يا از ساير منابع كه ترجمه جملات را نيز دارند استفاده نمايد.

 

با توجه به اينكه گوينده هاي ELA روباتهاي كامپيوتري هستند فكر نمي كنيد اين امر مشكلي در امر يادگيري ايجاد كند؟

نه، درست است كه لحن گوينده ها احساس ندارد، اما تلفظ كلمات دقيق و صحيح بوده و كاربر مي تواند تلفظهاي غلط را نيز اصلاح نمايد. اگر فردي جمله اي را با ELA فرا بگيرد بهنگام مواجه شدن با لحن واقعي آن جمله مشكلي نخواهد داشت. اين موضوع در يادگيري فيلمهاي زبان اصلي كاملا مشهود است. از طرفي ELA با امكانات ديگري كه ارائه مي دهد ضعف احساسي در بيان جملات را پوشش مي دهد. براي مثال كاربر مي تواند سرعت گوينده را تغيير دهد و يا بهنگام گوش دادن به متون طولاني زمان مكث در بين عبارات را تنظيم نمايد. خود زبان طبيعي نيز بهنگام شنيده شدن به دليل سرعت زيادوواضح اداءنشدن برخي از كلمات، براي كاربر مشكلاتي پديد مي آورد.

 

به نظر شما چقدر طول خواهد كشيد تا يك كاربر بتواند با ELA در حد قابل قبولي زبان ياد بگيرد؟

من پيشنهاد مي كنم كار با ELA مستمر باشد و كاربر بيشتر از زمانهاي مرده خود، استفاده نمايد. در اين حالت كاربر مي تواند در كمتر از يكسال به نقطه فهم برسد و از اين نقطه به بعد مي تواند به طور مستقيم از منابع استفاده نمايد. و از توانايي خود لذت ببرد.

 

فكر مي كنيد تكميل ELA به پايان رسيده است؟

نه، هيچ نرم افزاري هرگز به پايان نخواهد رسيد. تازه احساس مي كنم كه در ابتداي راه هستم و از كاربران نيرو و انگيزه جديدي دريافت نمودم، برخي از اساتيد محترم دانشگاه نيز براي تهيه نسخه هاي زبان تخصصي اعلام آمادگي نموده اند و مخصوصا قصد دارم براي زبان انگليسي كودكان نيز كاري انجام دهم.

با تشكر از وقتيكه در اختيار ما قرار داديد، اميدواريم موفق باشيد.

من هم از توجه شما سپاسگزارم.

 

+ نوشته شده توسط رضا حسن زاده در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت |