انديشمندي انديشه مند
فريدون دهقاني
استاد پرويز يكانيزارع ازفرهيختگان نسلي است كه عمري با رژيم ستمشاهي در عناد بوده و در كسوت معلمي، مجاهدتها و تلاشها نموده و در سخت ترين شرايط كه بيم جان در آن بود، به پاسداشت آوازهاي سرزمين مادري اش كه همانا گردآوري فولكلور فناناپذير آذربايجان بود، پرداخته است. پرويز يكاني زارع غير از تلاش براي احياء فرهنگ شفاهي آذربايجان، تاليفات ارزشمندي نيز دارد كه به خاطر ركودحاكم بر بازار چاپ و نشر، هنوز موفق به چاپ آنها نشده است و فقط نمونه هايي از آنها در مطبوعات خصوصا هفته نامه اورين چاپ شده و با استقبال عامه مواجه گرديده است.
سيماي »سخن« را چنان هاله اي از ابهام فرا گرفته كه تعبير آن حتي از توان خود »سخن« بيرون است.
استاد يكاني زارع از خيل فرزانگاني است كه سخن را قصه گزاري بي اعتبار مي دانند كه توسن سست گامش در ميدان معني پاي در گل مانده و از بيان رمزها و رازها ناتوان است. وارستگاني كه، دل در گرو حقايق نهاده؛ دلدادگاني كه، لب از اظهار عشق بربسته و فرياد مهرورزي در گلو شكسته اند، رهنورداني كه خار مغيلان، به جان خريده و زبان به شكوه آشنا نساخته اند و همواره كوشيده اند تا بر امواج لرزان و ناآرام لفظ چيره شده و در ژرفاي معاني به گوهرهاي نهان دست يابند و با شكستن حصارهاي موهوم كلمات نقاب از رخسار معني برگرفته و راه بر گلزار حقايق باز گشايند. آموزگاراني صادق كه عنقاآسا در قاف عرفان و ادب و فرهنگ آشيان گزيده، تا رهروان را به طريق صلاح رهنمون شوند و جويندگان حقيقت را به سرمنزل مقصود برسانند و به قدمهاي لرزان و سستي گراي آرزوها توان و اميد ارزاني داشته و قافله گران آهنگ زندگي را پويايي و پايايي بخشد. يكاني زارع همچون باغباني است كه بذر انديشه هاي ناب را يافته و با عشق و زحمت آنها را در خود پرورانده و در زمان مناسب از آنها دسته گلي زيبا به مردم اهل تقديم داشته است.
وي در شب يلداي1321 ه.ش در روستاي »نورآباد« (شوعئييب) از محلات يكان شهرستان مرند متولد شده تحصيلات زيردانشگاهي را درشهرستان خوي و تحصيلات عالي را در دانشگاه ابوريحان بيروني تهران به پايان برده اند و تمام طول خدمت صرف خدمت آموزگاري در روستاي»زه روان« (زارعان) و بعد در دبستان »هدايت« خوي شده و پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي در دبيرستان هاي شهرستان خوي مشغول تدريس بوده و سپس از سال1350 به بعد به كارتدريس درمراكز تربيت معلم و دانشگاههاي علامه طباطبائي (پيام نور فعلي) و آزاد اسلامي موجود در شهرستان خوي مشغول بوده است.
افتخار داير كردن كلاسهاي تركي و تدريس درآن كلاسهابراي اولين بار در تاريخ شهرستان خوي نصيب ايشان گرديده كه اين كلاسها در دو نوبت در زمينه گرامر زبان تركي آذربايجان و تاريخ ادبيات آذربايجان طي سالهاي1379 و1380 در دانشكده پرستاري شهرستان خوي برگزار مي شد.
استاد افتخار عضويت در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي شهرستان خوي را داشته و از مؤسسين كانون نويسندگان شهرستان خوي بوده و در حال حاضر سمت بازرسي اين كانون كه نخستين كانون نويسندگان در سطح كشور مي باشدرا بر عهده دارند. اوقات بيكاري خود را به صرف مطالعه و فعاليتهاي تحقيقي و پژوهشي كرده و روزانه حدود12 ساعت فعاليت قلمي و مطالعه و تحقيق دارند. حاصل اين فعاليتها در طول ساليان متمادي بويژه از سال1373 به اين طرف بشرح زير مي باشد: الف)38 اثر تاليفي غيردرسي، كه از جمله آنها، آثار زير قابل ذكر مي باشند.
تاريخ و جغرافياي آذربايجان، از ماقبل تاريخ تا دوره معاصر در4 جلد ـ آذربايجان شيفاهي ائل ادبياتينا بير باخيش ـ آذربايجان داستانلاري اؤزه لليك لر باخيميندان ـ بازي و بازيهاي كودكان آذربايجاني ـ آذربايجان ماهنيلار ونغمه لري ـ بابك تاريخ گوزگوسونده ـ شيخ محمدخياباني نين حيات، دوشونجه، ديلك و جونبوشونه يئني بير باخيش ـ مقدمه اي بر نهضت حروفيه ـ ميرزا نوراله خان يكاني، همسنگر راستين ستارخان ـ مقاله لر توپلوسو در5 جلد ـ ميللت سرداري ستارخان ومشروطه نهضتي ـ تاريخچه سوادآموزي در ايران ـ سير دانشگاه در ايران ـ مجموعه داستانهاي تربيتي ـ باياتيلار ـ مشاهير و نام آوران شهرستان خوي در سه جلد ـ تاريخ و مدنيت آذربايجان در يك نگاه ـ آشيق صنعتي و...
ب)29 اثر درسي، در اين قسمت هم به چندين اثر اشاره مي شود:
آذربايجان ديل و ادبيات تاريخي ـ آذربايجان توركجه سينين قرامئري ـ زبان آموزي ـ روشهاي تدريس علوم اجتماعي، علوم تجربي ـ سرودهاي خاص كودكان ـ بررسي دروس جغرافيا و تاريخ و تعليمات اجتماعي مقطع ابتدائي ـ راهنماي استفاده از رسانه هاي آموزشي ـ مسائل نوجوانان و روشهاي هدايت رفتاري ـ مكاتبات اداري و اصول گزارش نويسي ـ كارهاي دستي و مهارتهاي فني ـ روش مطالعه و تحقيق ـ آشنائي با طبيعت و كار و زندگي اجتماعي ـ تاريخ علوم ـ بازي و كودك و... براي تدريس در مراكز دانشگاهي و تربيت معلم و كلاسهاي آموزش ضمن خدمت شهرستان خوي و...
ج)7 اثر در زمينه ترجمه و انتقال، در اين قسمت هم مي توان به اثار زير اشاره نمود: قديم ناخچيوان ـ تاريخ آذربايجان ـ آذربايجان اوشاق فولكلورو ـ آذربايجان بديعي صنعتكارليغي دونيا موزئي لرينده ـ قوتادقوبيليك ـ آرازام كوره بندم ـ اراز گولور.
د) بيش از160 مقاله در زمينه هاي مختلف كه اكثريت آنها در كنگره ها و كنفرانسها و مطبوعات و نشريات دانشگاهي مانند همايشهاي خوي شناسي و توسعه و تركان پارسي گوي آذربايجان بعد از مشروطه و . . . ارائه شده و به چاپ رسيده است.
استاد يكاني از جمله تك راوياني است كه معتقد به نزديكي فرسنگها با فرهنگهاست؛ با يكاني زارع بودن يعني در فرهنگ آذربايجان حضور داشتن و... استاد يكاني زارع از شيفتگاني است كه عاشقانه معلمي مي كرده و شرافتمندانه و آزادانه زندگي كرده و سر برآستان ارباب زر و زور نسوده، سخت كوشي، خستگي ناپذيري، بردباري، دقت و نكته يابي ، دانايي، هوشمندي ، اميد و اعتماد، تلاش و تعصب از جمله خصايص اين محقق شهرمان است وي در هنگام تدريس هم همواره كيفيت را مدنظر داشته و به كميت چندان توجهي نمي كرد و بر خود لازم مي دانست هر چه را كه مي داند بياموزد و با وجود پاي بندي به سنتها و فرهنگ اصيل آذربايجاني اما آنگونه كه از نوشته ها و گفته هايش بر مي آيد فرهنگي را كه اگر رشد و عامل حياتي دروني خود را انكار كند كاذب مي شمارد.
ايشان ضرورت كار و تحقيق خود، بويژه در زمينه هاي فولكلور و تاريخ و مدنيت آذربايجان را اينگونه بيان مي كنند:
ـ مدتها پيش در مطالعات خودم كه بيشتر هم به شيوه تحليلي استوار بود، احساس كردم در دوره پهلوي تلاش عمومي در جهت قلب تاريخ و تحريف آن مبتني بوده است و نتيجتا حقايق تاريخي نه به صورت واقع خود بلكه بصورتي كه منافع رژيم پهلوي ايجاب مي كرد، نموده شده و اين مساله ذهنم را سخت مشغول خود ساخته بود. از اينرو پس از بازنشستگي كه فرصت تحقيق و مطالعه بيشتري را برايم فراهم نمود، در صدد اين شدم كه با تحقيق و تفحص حقيقت امر را براي خود روشن نمايم. اين بود كه بطور جدي و خستگي ناپذير دست بكار شده و ماهيت امر را از پس پرده ابهام و تحريف بيرون كشيدم و بعنوان يك آذربايجاني ترك زبان، به خودباوري و بالندگي دست يافتم.
ورود به دنياي يكاني زارع سخت است و دشوار زيرا او پيش از آنكه دنبال نام باشد از آن مي گريزد، اما جهان بيروني ايشان فولكلور و فرهنگ آذربايجان است.
استاد يكاني زارع از دسته افرادي است كه تلاش وافري براي شناساندن ادبا و دانشمندان شهرمان، از روزگاران دور و نزديك همت گماشته و تعدادي از آنها را به صورت مقاله در جرايد محلي و منطقه اي به چاپ رسانده است. يكاني زارع عصاره اي از انديشه و شعور و ارادهايآهنيناستتا آنجاكه روزنامه همشهري هم به معرفي بعضي از تاليفات اين استاد فرزانه پرداخته است.
استاد غير از جمع آوري فولكلور، در زمينه تاريخ آذربايجان نيز پژوهشهائي انجام داده كه كم و كيف آن و اينكه چه دوره هائي را شامل مي شود مي فرمايند:
به عقيده من آنچه فولكلور و نمونه هاي مختلف ادبيات عامه را مي آفريند، حفظ مي كند، دوام مي بخشد و موجبات پيشرفت و تكاملش را فراهم مي سازد، همانا مردم يك سرزمين است. از اينرو فولكلور يك ملت، در دست يافتن به زندگي آن ملت، دنياي معنويات و تصورات علمي ـ اخلاقي ـ فلسفي و ساير ابعاد حياتي يك ملت، از منابع خيلي مفيد و معتبر محسوب مي شود: زيرا كه ادبيات عاميانه هر كشور نخستين منبع و سرچشمه آفرينشهاي ادبي مي باشد و ادبيات مكتوب نيز در بستر قرون و اعصار براساس ادبيات شفاهي راه شكل گيري و ترقي و تكامل را پيش مي گيرد. بدين ترتيب ادبيات شفاهي (فولكلور) ما كه متنوع ترين و غني ترين ادبيات شفاهي جهان است، خودبخود يك مبنع تاريخي بزرگ به حساب مي آيد و در نمودن اهداف غرض الود تحريف گران تاريخ نقش اساسي ايفا مي كند. اگر بپذيريم كه ادبيات شفاهي در جريان شكل گيري زبان بوجود آمده و در جوامع ابتدايي بطور اساسي با تصورات ديني و ميتولوژي (اساطيري) ارتباط تنگاتنگي داشته و حاصل آفرينش عمومي بوده است، با تحقيق و تفحص در تاريخ ادبيات شفاهي، عادات و عنعنه ها و خصايص گوناگون يك ملت در طول دوره هاي تاريخي مختلف و مراحل سير تكاملي آن آشكار مي شود. بطور مثال، در دوره زورگويي و تحكم، در ادبيات خلق، نفرت و كين روستائيان و زحمتكشان و اقشار ديگر نسبت به عاملان ستم و بردگي منعكس مي شود و گلايه ها و كينه ورزيها، اميد و ارزوها بكرات بر زبان جاري مي شود. درست از همين جاست كه جيوه را داخل شيشه كرده و بدست عروس خانم در سفره عقد مي دهند و يا او را روي زين اسب مي نشانند و مهميزي بدستش مي دهند، تا بلكه بر زورگوئيهاي مردش فايق آيد و شوهرآينده اش را به شخصي رام و مطيع و نجيب تبديل نمايد:
و يا در نغمه زير ردپائي از مبارزات اجتماعي، نوع و چگونگي فعاليت توده ها به چشم مي خورد:
اؤكوز، اؤكوز، خان اؤكوز
بوينو، قيزيل قان، اؤكوز
چك چاييري، چكندن
سنه جان قربان اؤكوز
در حقيقت اين نوعي مبارزه است با طبيعت. يعني عناصر زيربنائي و غيرمادي يك كار توليدي را نشان مي دهد. فولكلور همچنين شرايط اجتماعي دورانهاي گذشته را آشكار مي سازد. بطور مثال به باياتي زير توجه كنيد:
آرازي آييرديلار
قومولان دؤيوردولار
من سندن آيريلمازديم
ظولم ايله آييرديلار
اين باياتي اشاره ايست به دوره قاجار و شكست ايران از روسيه و نيز ادبيات شفاهي بخوبي نشان مي دهد كه، بدنبال جريان تغيير و تحول در فكر و اعتقاد انسانها، شيوه هاي مبارزه انسان با طبيعت نيز دگرگون مي شود. مثلا، به دو »آتاسؤزو« (ضرب المثل) دقت كنيد: »آللاها تاپشير داناني، قورد يئمز« و »اول داناني باغلا، سونرا آللاها تاپشير« و يا از نغمه »دادائي، دادائي، دادائي تات (داد) آلدي مني آلمادي قوهوم ـ قونشو ياد آلدي مني« متوجه مي شويم كه در آذربايجان باستان ازدواج فاميلي منسوخ بوده است و به هزاران نمونه از اين قبيل مي توان اشاره نمود. مي توانم بگويم در حد توان تاريخ و جغرافياي آذربايجان را از دوران ماقبل تاريخ تا آغاز انقلاب شكوهمند اسلامي مورد بررسي و مطالعه قرار داده ام.
آشنائيش با علم و ادب به هستي او شكوهي مضاعف بخشيده و زبانش، زبان تأويل گشته، عمق عاطفه از لبخندها و سخنانش پيداست و همواره پربار و خوشرفتار جلوه مي كند. وي از جمله مرداني است كه پهناي كار را بهتر دريافته و فراخناي عشق را بايسته تر دانسته، صراحت و صداقت در گفتارش موج مي زند و... اين محقق فرزانه آميزه اي از وقار و ملاطفت است.
تدريس افتخاري، زبان تركي در برخي از دانشگاههاي معتبر تهران از ديگر افتخارات اين نويسنده پرتلاش شهرمان است.
استاد موانع و علل عدم چاپ آثارشان را چنين بيان كردند:
كه در سراسر عمرم اهميتي براي ماديات قايل نبوده و نيستم و در آينده نه چندان زيادي كه از عمرم باقي مانده، نيز اهميتي قايل نخواهم بود. روي اين اصل تنها مانع، عدم بضاعت مالي اينجانب است. حتي حاضرم بدون توقع يك تومان حق تاليف، امتياز سرمايه گذاري چاپ اول آنها را به عهده هر شخص داوطلب محول نمايم. روح حقيقت جوي و حس وطن پرستي به او آموخته كه هميشه، زير لواي حيرت و همت و توكل به خدا، خيمه زند. يكاني زارع هيچ وقت اهل آن نبوده كه ب مزاج اين و آن قلم بزند و هميشه در زندگي نويسندگي خود» ترك كام خود گرفته تا برآيد كام دوست « و به اين نكته معتقد كه رقص خود شيريني در قداست قلم نمي گنجد.
احياء فرهنگ شفاهي آذربايجان از مهمترين دغدغه هاي فكري استاد يكاني زارع است هر چند كه در اين وادي (زبان تركي) طرحي نو در انداختن جسارت و... مي خواهد و اين در حالي است كه تعداد آنهائيكه به زبان تركي و فرهنگ آن خدمت شاياني كرده و مي كنند از شمار انگشتان دست تجاوز نمي كند، اين محقق بزرگوار عاشق كتاب است و مطالعه و به قول خود استاد12 ساعت در روز صرف نگارش و خواندن استاد مي شود. با اين حال مشخص مي شود كه وقتي وي5 صفحه بنويسد حتما50 صفحه خوانده است. عشق و علاقه وافر استاد به فرهنگ اصيل آذربايجاني تا به حدي است كه حتي در انتخاب اسامي براي فرزندان خود، اسامي اصيل آذربايجاني را مد نظر داشته است.
درباره اثر تأليفي ديگر خود تحت عنوان »مشاهير و نام آوران خوي« كه قسمتهايي از آنرا تحت عنوان »سيماي نام آوران خوي« در مطبوعات شاهد بوديم گفتند:
اين كتاب در سال1379 بنا به پيشنهاد انجمن اثار و مفاخر فرهنگي استان در سه جلد يا سه بخش تدوين شد:
جلد اول ـ نگاهي است گذرا به تاريخ و جغرافيا و اوضاع عمومي شهرستان خوي (خوي از ديدگاه نويسندگان و مورخين ـ جغرافياي تاريخي ـ جغرافياي اقتصادي ـ جغرافياي سياسي و انساني).
جلد دوم ـ شامل مشاهير و نام آوران خوي از قرن اول هجري تا به امروز و در شش فصل تنظيم شده است: فصل اول ـ علما و سادات شهرستان خوي(91) نفر ،فصل دوم ـ مشايخ شهرستان خوي(12) نفر ،فصل سوم ـ قضات شهرستان خوي(10) نفر ،فصل چهارم ـ هيئت هاي عزاداري و نوحه خوانها و مداحان شهرستان خوي ،فصل پنجم ـ اطبا و پزشكان شهرستان خوي(19) نفر ،فصل ششم ـ هنرمندان شهرستان خوي(25) نفر، جمعا157 نفر مي باشند.
جلد سوم ـ در دو فصل تنظيم شده است: فصل اول ـ شامل شعرا و نويسندگان و مترجمان شهرستان خوي(142) نفر فصل دوم ـ شامل رجال شهرستان خوي(62) نفر، جمعا(204) نفر مي باشند.
باين ترتيب اين اثر دربرگيرنده(36 شخصيت ديني، علمي، هنري، ادبي، اجتماعي و سياسي شهرستان خوي مي باشد.
عشق به وطن، خدا و مبارزه و احياء فرهنگ شفاهي آذربايجان و... همواره در زندگي او حضوري پررنگ داشته و دارند نوشته ها و اثار اين استاد پاياني شايسته بر شروعي صميمانه دارند. در يك جمله مي توان يكاني زارع را معلم فولكلور ناميد.
استاد موفقيت خود را در درجه اول در اثر سياستهاي غلط اعمال شده عصر پهلوي در مورد نهي فرهنگ و تاريخ ديگر مليتهاي ايراني بويژه ترك زبانان كه او را بمنظور روشن كردن هويت و ماهيت خود وادار به تحقيق و تفحص نموده و در درجه دوم، موفقيت خود را مديون افراد خانواده بويژه همسر مي دانند كه با تحمل رنج تنهائي، مطلوب ترين شرايط مطالعه و تحقيق را برايشان فراهم نمودند و مي كنند و من از اين بابت واقعا از ايشان ممنونم.
وي مطبوعات را آئينه تمام نماي فرهنگ آن منطقه شمرده و نقش آنها را در خودباوري جوانان كشور بسيار لازم و غيرقابل انكار مي دانند و آن را زبان گوياي حقيقت مي شمارند ايشان به درستي اخبار روشني و جامعيت آن بسيار تاكيد دارند و توجه كافي به انتخاب تيتر خوب در هفته نامه ها را توصيه مي نمايند ومطبوعات محلي را منادي مطالبات ملي مي خوانند و معتقدند كه مطبوعات بايستي به نويسندگان و شاعران جوان بيشتر بها و ميدان داده و همگام و همراه با ديگر دلسوزان اين مرز و بوم گام بردارند. تاليفات اين انديشمند پژوهشگر مانند چهچه بهاري است كه سرود عشق و ايمان به سبز بودن و سبز زيستن و سرخ مردن را در گوش گلبرگهاي باغ زندگي فرياد مي زنند، او مي كوشد تا مردم به خصوص نسل جوان را از واقعيتهاي دردناك سرزمين خويش آگاه نموده و جامعه در حال هويت از دست داده وطنش را با اصالتهاي فرهنگي خويش آشنا سازد.
در پايان ضمن آرزوي توفيق و نشر آثار اين استاد زحمتكش مطالعه مقالات و آثار ايشان را به خوانندگان گرامي هفته نامه اورين و هموطنان عزيز توصيه مي كنيم.