با وارثان هنر خوشنويسي
فريدون دهقاني
خوشنويسي دريچه اي به سوي زيباييهاست, به اعتبار هزارن حرف و حديث پنهان و آشكارش و به اعتبار رنگين كمان پر قول و غزلش, به باغ خرم شعر و حرفش و لحظه هاي پر شكوه حضورش در متن زندگي مردم, روايتگر بخشي از تاريخ اجتماعي ملت ماست كه سر به سوداي كمال دارد, خوشنويسي ما را همسفر شاعران و انديشمندان مي كند , زندگي در خوشنويسي نوازش خطهاي به پخته و گذر ازكوچه باغ هاي پررمز و راز است كه به زندگي هنرمندان رنگ بخشيده و در مسير كمال رهنمون گشته است و بياض خوشنويس محمل تجلي همان صفاتي است كه در دل هنرمند » ثبت به دوام « است و آنچه مي نگارد بهانه اي است براي عرض طلب و اشتياق وصال و قرب حضرت دوست و ...
در چشمهايش اندوه عجيبي موج مي زد , چهره اي رنج كشيده و محزون داشت . با موهايي كه گذر عمري نه چندان طولاني اما پر ماجرا بيشتران را سفيد كرده بود . لاغر و تكيده , در و اندكي دلواپس؛ ولي متين و مؤقر بود ودردمند، مگر هنرمند بي درد مي تواند وجود داشته باشد ؟ هنرمند هيچگاه دغدغه »خود « را ندارد , اما مجموعه دردهاي مردم دنيا را بر پشت خميده خود تلمبار مي كند و از رنجي كه مي كشد همواره متاثر و غمگين است . درد هنرمند درد همه انسانهاست . عباس كوچري متولد 1350 در محله امامزاده خوي است , در سال 1367 با تشويقهاي مرحوم نوحه گر از شاعران بنام و معاصر شهرمان به آموزش و يادگيري هنر خوشنويسي روي آورده است , استاد خليل زاده اولين استاد او در زمينه هنر خطبوده و در طي مراحل خوشنويسي از محضر استادان بنامي چون استاد اميرخاني وبختياري (در خط نستعليق) كابلي و حيدري (در شكسته ) بهره مند شده، داراي مدرك ممتاز خوشنويسي از انجمن خوشنويسان ايران است. .انجمن خوشنويسان ايران در سال 1329 به همت سيد حسن و سيد حسين ميرخاني , علي اكبر كاوه , ابراهيم بوذري و ... تاسيس گرديده است .
كوچري بيشترين فعاليت و تمركز خود را بر روي خط نستعليق و شكسته نستعليق معطوف داشته است . اين هنرمند شهرمان خوشنويسي (خط) را شكل مطلوب كمال و ذاتا هنري ناب خوانده و يكي از جلوه هاي زبان دانسته و سرچشمه اي از حقيقت و معرفت مي شمارد و معتقد است كه خط نقطه تلاقي تمامي هنرهاي سمعي و بصري است. و اينكه خط : زبان دست, سفير دل وديعه گاه اسرار ,دريافتگاه اخبار و نگاهبان آثار است .
وي اعتقاد دارد كه با وجود پيشرفت هنر خوشنويسي در جهان كه به جرات مي توان عنوان زبان بين المللي روي آن گذاشت, اما اين هنر و توجه به آن در جامعه ما بس غريب افتاده است ايشان عدم آشنايي برخي افراد به آموزش و بي توجهي بسياري از مسئولان را از مشكلات خوشنويسي عنوان كرده و افزودند كه متاسفانه هنرمندان هم در اين باره مقصرند ,بسيار ديده شده كه هنرمداني كه ريا كارانه عمل كرده اند كاملا حمايت شده و به آنچه كه خواسته اند رسيده اند اما آنكه رسالت هنري خود را حفظ كرده و مخلصانه گام در اين راه مقدس نهاده همواره در جا زده و محروم مانده است .
هنر از ديدگاه كوچري, فراتر از آن است كه در قالب جمله بيان شود اما در حالت كلي هنر را تجلي احساسات و عواطف بشري ذكر و آن را محصول عشق خوانده و گفتند عشق است كه هنر را پديد مي آورد و متقابلا هنر است كه بيانگر عشق است .
درتوضيح ويژگيها وامتيازات هنر خوشنويسي, قايم به ذات بودن و وجود تناسب هاي ايزدي و طلايي, و خالص بودن , خوشنويسي را نام بردند و ادامه دادند كه خط به هر مرتبه اي كه برسد به همت خودش رسيده است و اينكه هنري مقدس و اسلامي است .
وي هنرمندي كه خود و هنرش را در خدمت اجتماع بداند و ارزش و بهاي هنر را ارزان نفروشد را هنرمند متعهد معرفي مي نمايد و هنرمند متعهد را ناظر بر رنجهاي مشكلات مردم مي شمارد و اينكه هنرمند قبل از هنرمند بودن بايد انسان بوده و در غم و شاديهاي جامعه حضوري پررنگ داشته باشد , اما در اين گيرودار عده اي هم با ريا و تظاهر به عزت و احترام رسيده و هنرمند متعهد نام گرفته اند .
در نگاه كوچري سير تفكر و انديشه هنرمند به سمت تعالي و كمال است و براي رسيدن به كمال بايد به وارستگي رسيد و براي رسيدن به وارستگي لاجرم بايد از دلواپسي ها رها شد . و رهايي, زيباو مطبوع و دلپذير است, نه تعليق و تعلق... سرچشمه هنر خط عشق به خدا و تلاش براي درك هستي بوده كه به عواطف دروني هنرمند بستگي دارد, هنرمند آنچه را كه مي بيند و يا مي شنود بازآفريني مي كند .
ايشان چنان به تاثير هنر خط معتقدند كه حتي سهم اين هنر والا را در شناساندن شهر و كشور بسيار مهم مي شمارند و شركت در نمايشگاه ها و ارائه كاري هنري و قدرتمند و خلاق بودن هنرمند, خود به خود به اشتهار شهر و ديار هنرمند مي انجامد .
او برپايي نمايشگاه را در پيشرفت و موفقيت هنرمند مهم خوانده و تاكيد داشتند كه زماني اين نمايشگاههامفيد خواهند بود كه از حمايت هاي مادي و معنوي متوليان امر برخوردار باشد در حاليكه اين اتفاق كمتر افتاده و مسئولين ما تنها در حد شعار عمل كرده اند و برگزيده شدن در برخي نمايشگاهها و... را منوط به داشتن رابطه عنوان نموده و افزودند كه اگر انتخاب خط ها و عكس و عنوانها مغاير نظر مسئولان باشد از حمايت و قضاوت حقيقي محروم مي شويم واينكه رابطه جاي ضابطه را گرفته است .
كوچري نقش مطبوعات بخصوص هفته نامه هاي محلي در معرفي هنرمند را مفيد ارزيابي كرده و اظهار داشتند كه مطبوعات در مقابل يك هنر متعهد, اصيل و مورد استفاده عموم اين است كه اصل و روح هنر را به مردم انتقال داده و بشناسانند و هيچ گونه حب و بغضي نداشته باشند. هنرمندان هم بايد يكديگر را بهتر دريابند و به جاي كينه و كدورت دست دوستي به سوي هم دراز كنند .
در پاسخ به اين سوال هم كه آيا در حال حاضر هنر خط به جايگاه واقعي خود رسيده و يا نه فرمودند : هر چند در خوي نسبت به قبل از انقلاب گرايش يه اين هنر بيشتر شده اما بي توجهي مسئولان موجب كوچ استادان اين هنر و بسياري هنرمندان ديگر, از شهر شده و اين ضايعه غير قابل جبران است اگر در شهرمان كار به كاردان دلسوز سپرده شود به جايگاه واقعي هنر هم نزديكتر خواهيم شد بايد از اعمال سليقه هاي شخصي چشم پوشي كنيم تا به هدف نزديكتر گرديم , اختلافات بزرگان اين هنر در هر مكاني باعث ضربه زدن و دور شدن از هدف ارتقاي كمي و كيفي هنر خواهد بود .
وي وجود برخي كلاسهاي آموزشي را صرفا به خاطر رفع اشكال و يا سرمشق نويسي اعلام كرد و گفت بايد در اين كلاس ها اول هنر را آموخت، تقليد از خط استادان را كنار گذاشت و با ابتكار و خلاقيت و... كلاسها را برگزار نمود زيرا اين هنر هميشه حالت سينه به سينه، استادي شاگردي در كنار هم بوده و به همين سبب روح هنري و عرفاني در وجود هنر خوشنويسي وجود دارد.
كوچري وجود و ضرورت كتابخانه هاي تخصصي براي پيشرفت خوشنويسي را لازم شمرده و اعتقاد داشتند كه در زمينه كار تحقيقي در خوشنويسي كمتر كار شده است و شناخت زواياي ناشناخته اين هنر برعهده خوشنويسان است. كتابهاي نسخي بسيار مفيد و لازم است اما اين كتابها يا در دسترش نيستند و يا دسترسي به آنها مشكل است اينها بايد در كتابخانه و ادارات ارشاد موجود باشند.
ايشان آشنايي هنرمند خوشنويسي با نقاشي و گرافيك و ادبيات و موسيقي را چنين بيان كردند كه خوشنويسي پيوندي بنيادي و عميق با موسيقي و ادبيات و نقاشي و گرافيك داشته و اينكه همه اين هنرها يك نقطه مشترك دارند و آنهم در رسالت آنهاست كه به وحدانيت خدا و عواطف دروني هنرمندان بستگي دارد.
جايگاه نقد در خوشنويسي از ديدگاه عباس كوچري، بسيار اساسي بوده و فرهنگ نقد سازنده موجب غني شدن، رشد، پويايي و تكامل هنر مي شود هر جا نقد از سوي متخصصان عنوان شده و قصد و غرضي نبوده تكامل و پيشرفت هم بوده است اما فرهنگ نقد هنوز در جامعه ما جا نيفتاده است. هر وقت نقد و نقدپذيري باهمديگر آشتي كنند به رشد خوشنويسي بسيار كمك خواهند كرد.
وي براي ارتقاء خط دانش آموزان پيشنهاد مي كندهر چند كه انجمن خوشنويسان از قبل با آموزش و پرورش در ارتباط بوده ولي نه به صورت كافي و تاثيرگذار، اين تعامل و ارتباط بايد بيشتر باشد؛ كتاب خوشنويسي وجود دارد ولي استاد خوشنويسي در كلاسهاي درس مدارس وجود ندارد، مورد ديگر اينكه قبلا كتابهاي خط مدارس را استادان مي نوشتند ولي امروزه كامپيوتر اين كار را انجام مي دهد و اين ظلمي است در حق مردم و هنر مقدس خط. البته شبيه اين مشكلات را در ساير ادارات هم داريم به عنوان مثال: ادارات ثبت و احوال و املاك و دفترخانه ها مي توانند با دعوت از هنرمندان خوشنويس هر چند به صورت قراردادي در بهبود خط و مساعدت به ارزش هنر هنرمندان كمك نمايند و مديران ارشد ادارات هم مي توانند با خريد تابلوهاي هنرمندان خط و ساير هنرمندان ضمن تشويق به نوعي به آنها كمك مالي نمايند و...
اولين ديدار با استاد اميرخاني بهترين خاطره زندگي هنري كوچري است كه به قول خودش بغض گلويشان گرفته بوده، اطلاعات و آگاهيهاي استاد از مردم و فرهنگ ترك زبان بسيار زياد بوده و اينكه با آن همه شهرت جهاني و با وجود اينكه برف پيري بر شب زلفش نشسته بود براي او و ديگران چايي مي آوردند، اين يعني كمال فروتني و بزرگواري، درس و اخلاق، سير و سلوك توأم در وجود استاد اميرخاني كاملاً مشهود بود.
ايشان از مردم بخصوص خيرين و علاقمندان كه قدرت مالي بالائي دارند نيز انتظار دارد به ياري و حمايت هنرمندان شهرشان بيايند.
كوچري به ترك بودن و آذربايجاني و وطن و استادان خود بسيار افتخار مي كند و به موسيقي اصل بسيار علاقمند است.
وي تاكنون21 نمايشگاه خوشنويسي برپا داشته كه2 مورد آن انفرادي بوده ولي بقيه بصورت گروهي برگزار شده است.
وي از بزرگان خوشنويسي خوي، خليل زاده، حسين نژاد، قلندرزاده، جعفرزاده،خردمندي و... نام مي برند.
علت برگزاري كلاسهاي خصوصي ـ با وجود شعبه انجمن خوشنويسان ـ را چنين توجيه كردند كه خودم نيز از هنرجويان انجمن بوده و مدرك خود را از آنجا دريافت نموده ام اما به دلايلي از جمله اختلاف سليقه ما و مسئولين انجمن و اختلافات و اتفاقات ناخواسته بين بسياري از هنرمندان در خوي و... از طريق اداره ارشاد خوي و استان با دريافت مجوز اقدام به برگزاري كلاس هاي خصوصي خوشنويسي كرده ام.
عباس كوچري تابحال3 نفر فارغ التحصيل دوره ممتاز داشته و15 نفر در مرحله ممتاز و25 نفر هم در مرحله عالي هنرجو دارند، او هرگز از كيفيت خط خود راضي نبوده و خويش را در اين وادي، هنرجويي بيش نمي شمارند زيرا معتقدند رضايت هنرجو و هنرمند از اثر خود به نشانه پايان كار اوست.
براي جذب مخاطبين هنر انتخاب مكاني مناسب (حتي در حد يك گالري) براي نمايش آثار هنرجويان در مركز شهر را بسيار لازم خوانده و آن را مكاني براي عرضه و فروش معرفي كردند.
عدم آشنايي استادان و داوران به زبان غني تركي و نبود منابع و برخي محدوديت ها را از جمله عواملي خواندند كه در عدم بكارگيري اشعار تركي در آثار هنرمندان تاثير گذاشتهاند اما خود او در هنر خوشنويسي فرهنگ اصيل تركي و اشعار شاعران ترك را با افتخار در كلاس خود، در معرض ديد علاقمندان قرار داده است.
و سخن آخركوچري اينكه براي شروع هنر خوشنويسي استعداد و پشتكار و صفاي درون. بسيار لازم است و زمان مشخصي براي شروع خط نمي دانند و چون هنر خط يعني عشق و براي عشق زمان مفهومي ندارد. كم هزينه بودن و تنوع كه نتيجه رسيدن به تكامل است از ويژگيهاي خوب هنر خوشنويسي است.
درباره هنر تذهيب گفتند كه: اين هنر در خوي بسيار فقير است تذهيب مكمل و بخشي از هنر خوشنويسي است. علت ركود و نبود اين هنر هزينه بسيار بالاي اين هنر است.
براي جناب آقاي عباس كوچري و ديگر هنرمندان شهرمان آرزوي توفيق داريم.